تبليغاتX
امواج عشق
امواج عشق

وقتی کسی به دل نشست...نشستنش مقدس است...حتی اگر نخواهدت نفس کشیدنش بس است


حوصله ندارم ........درهم

به چه مي خندي تو؟به مفهوم غم انگيز جدايي؟ به چه چيز ؟ به شکست دل من يا به پيروزي خويش ؟ به چه مي

خندي تو؟به نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد؟يا به افسونگري چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد؟به چه

مي خندي تو؟به دل ساده من مي خندي که دگر تا به ابد نيز به فکر خود نيست؟خنده دار است بخند...

 

روزگار غریبیست...

 

 

مترسک

زياد وقت صرف ساختنم نكردند؛ با هر چي كه دم دستشون بود ساختنم همين قدر كه ديگران باور كنند كه وجود دارم.

و من هر وقت كه بارون مي باره و گودال جلوي پام پر از آب مي شه و آينه اي مي شه واسه ديدنم؛ چشمهام پر از اشك مي شه و به خودم مي گم: بيچاره پرنده ها! حق دارند ازم بترسند. دلم كلي مي گيره. شايد اگر من رو يك كمي بهتر مي ساختند، حالا يه مترسك تنهاي تنها توي دنياي به اين شلوغي نبودم.

 

تنها....!

پنجشنبه 7 آذر1387 توسط دختر تنها |



من آهنگ غریب روزگارم

غمی در انتهای سینــــه دارم

تمام هستی ام یک قلب پاک است

که آن را زیر پایــــــــــــــت می گذارم


boseyetanha@yahoo.com

قالب وبلاگ

RSS 2.0

Designed By ParsTheme