|
وقتي مي خواستم زندگي کنم همه در هارو بستن ...
وقتي مي خواستم به راه مرگ بروم گفتند مرگ کسي دست خودش نيست...
وقتي خواستم به راستي سخن بگويم گفتند دروغ است...
وقتي خواستم به شانس روي آورم گفتند خرافات است...
وقتي که توبه کردم گفتند بچهگانه است...
وقتي خنديدم گفتند ديوانه است...
و حال که سخن نمي گويم مي گويند عاشق است...
و اي کاش مي دانستم براي چه زنده ام؟

|